الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

245

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

و همچنين آيه : ( إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ - 22 / نساء ) يعنى : آنچه را كه قبلا از كارهاتان انجام داده‌ايد و اين معنى همان دور شدن از آن است پس استثناء از گناه است نه از فعل و مجاز دانستن آن و لفلان سَلَفٌ كريم : يعنى پدرانى كه در گذشته و در بزرگوارى پيشرو بوده‌اند جمعش أَسْلَاف و سُلُوف است . سَالِفَة : قسمت پهن گردن كه به شانه متصل است . سَلَف : پيش پرداخت براى خريد و فروش و آنچه كه داد و ستد مىشود . السَّالِفَة و السُّلَاف : پيشتازان جنگى و چاوشان كاروانيان . سُلَافة الخمر : تفالهء باقيمانده از عصاره خمر . سُلْفَة : آنچه كه قبل از طعام در مهمانى براى مهمانان آورده مىشود لذا مىگويند . سَلِّفُوا ضَيْفَكُم و لَهِّنُوه : مهمانتان را ناشتائى و پيشكش دهيد . ( پذيرائى قبل از اطعام و غذا ) . سلق : السَّلْق : گستاخى و چيرگى قهرى يا با دست يا با زبان ! « 1 » . و عبارت التَّسَلُّق على الحائط : از ديوار بالا رفتن ، از همين واژه است . آيه : ( سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ - 19 / احزاب ) ( با زبانهاى زهر آگين و تيز بر شما تاختند و چيره شدند ) . سَلَقَ امرأتَه : وقتى است كه كسى با زنش همبستر شود ، مُسَيْلمهء ( كذّاب ) به همسرش گفت : اگر خواهى به روش انسانى و گر نه حيوانى با چهار دست و پا « 2 » . السَّلْق : اينستكه يكى از دسته‌هاى جوال و كيسهء بار در قسمت ديگر آن داخل

--> ( 1 ) در حديثى از پيامبر ( ص ) آمده است كه ( ليس منّا من سلق او حلق ) يعنى زنان مسلمان و مردان مسلمان نبايستى در مصيبت‌ها ناله و شيون سر دهند و نبايد به صورت خود بزنند و زنان نبايستى با شيون موى خود بركنند و بر سر و صورت خود بزنند ( تهذيب اللّغه 8 / 402 - لسان العرب 10 / 60 ) . ( 2 ) اشاره مؤلّف رحمه اللّه به روش ننگينى كه حتّى حيوانات هم به آن آلوده نيستند مىباشد و مسيلمه كذّاب يعنى همان كسى كه ادّعاى پيامبرى داشت ، شيوه فساد آلوده و تبهكارانه اقوام به هلاكت رسيده و .